p17
#درخواستی
#شاهزاده_خشن_من
(روز تعیین جنسیت)
ات: ته اگه دختر بود و به دنیا اومد قول میدی من رو بیشتر دوست داشته باشی
ته: اره عزیزم قول میدم
دکتر: خب خانوم بچه های شمــــــ.........
ته: چی بچه ها؟ مگه یکی نیست
دکتر: خیر دوتاع
ات:تهیونگ
ته: ات
دکتر: یک دختر و یک پسر هستن تبریک میگم
ته: هوراااا دخترررر
ات: اخجون یکیش پسره
(تو راه برگشت)
ته: اسمش رو چی بزاریم؟
ات:اممممم پسره بشه جئون تهیانگ (بچه ها تو خارج بچه ها فامیلی مادرشون رو میگیرن تا جایی که من میدونم)
ته: اسم دختر هم بشه جئون تِهی ( از کسی که درخواستی داده بود معذرت میخوام ولی اسم هارو از خودم در اوردم✌😎)
ات: اره خیلی قشنگه
ته: یه 5 ماه دیگه صبر کنی دوتا بچه بغلمون داریمممممم
ات: منم خیلی ذوق دارم
ته: ممنونم که مراقب بچه هامی
ات: اوووو چه رمانتیک شدی
ته: یک سوال؟
ات: بگو
ته: تو مگه باردار نیستی
ات: خب
ته: پس چرا با قبل بارداریت هیچ تغییری نکردی
ات: خب قبل از بارداری من 49 کیلو بودم
ته: الان چندی
ات: 49.500شدم
ته: چقدر اضافه کردی واقعا😐😑
ات: 500 گرم هم زیاده دیگههه
ته: تو دوتا بچه دارییییی چرا انقدر وزنت کنمهههه
ات: خب بده چاق نمیشم
ته: حیف که بارداری وگرنه تنبیهت میکردم
ات: نه تروخداااا بیا تنبیهم کن 🙄
ته: گگگگگگگگگ
ات: ولی تو اول از من خوشت نمیومد چجوری عاشقم شدی
ته: باز شروع کرد اقا ول کنننننن
ات: ایشششش خب منطقی نیست
ته: عشق نیار به منطق نداره(سیس ماس🗿)
ات: باشه حالا انقدر های کلاس حرف نزنی
ته: احساسات داری؟
ات: راستششششـــــــ...... نه😁
ته: خدایا مردم زن دارن منم زن دارم
ات: از خداتم باشه
و همچنان این بحث ادامه داشت
(داخل خونه)
تهیونگ: ات یادته بهت گفتم دارم شغل پیدا میکنم
ات: اره.... خب؟
ته: خب قبول شدم
ات: واقعا چه شغلی؟
ته: پزشکی
ات: وات؟ تو کی وقت کردی درس بخونی کی امتحان بدی کی شغل پیدا کنی
ته: وقتی دیدم چجوری برای نجات یک بیمار تلاش میکنی وسوسه شدم یاد بگیرم و پزشک شم
ات: تبریک میگم اقای دکتر کیم تهیونگ
ته: ممنونممممممم حیحی
میدونم بیش از حد دارم خراب میکنم به روم نیارینننن😭😭😭😭
#شاهزاده_خشن_من
(روز تعیین جنسیت)
ات: ته اگه دختر بود و به دنیا اومد قول میدی من رو بیشتر دوست داشته باشی
ته: اره عزیزم قول میدم
دکتر: خب خانوم بچه های شمــــــ.........
ته: چی بچه ها؟ مگه یکی نیست
دکتر: خیر دوتاع
ات:تهیونگ
ته: ات
دکتر: یک دختر و یک پسر هستن تبریک میگم
ته: هوراااا دخترررر
ات: اخجون یکیش پسره
(تو راه برگشت)
ته: اسمش رو چی بزاریم؟
ات:اممممم پسره بشه جئون تهیانگ (بچه ها تو خارج بچه ها فامیلی مادرشون رو میگیرن تا جایی که من میدونم)
ته: اسم دختر هم بشه جئون تِهی ( از کسی که درخواستی داده بود معذرت میخوام ولی اسم هارو از خودم در اوردم✌😎)
ات: اره خیلی قشنگه
ته: یه 5 ماه دیگه صبر کنی دوتا بچه بغلمون داریمممممم
ات: منم خیلی ذوق دارم
ته: ممنونم که مراقب بچه هامی
ات: اوووو چه رمانتیک شدی
ته: یک سوال؟
ات: بگو
ته: تو مگه باردار نیستی
ات: خب
ته: پس چرا با قبل بارداریت هیچ تغییری نکردی
ات: خب قبل از بارداری من 49 کیلو بودم
ته: الان چندی
ات: 49.500شدم
ته: چقدر اضافه کردی واقعا😐😑
ات: 500 گرم هم زیاده دیگههه
ته: تو دوتا بچه دارییییی چرا انقدر وزنت کنمهههه
ات: خب بده چاق نمیشم
ته: حیف که بارداری وگرنه تنبیهت میکردم
ات: نه تروخداااا بیا تنبیهم کن 🙄
ته: گگگگگگگگگ
ات: ولی تو اول از من خوشت نمیومد چجوری عاشقم شدی
ته: باز شروع کرد اقا ول کنننننن
ات: ایشششش خب منطقی نیست
ته: عشق نیار به منطق نداره(سیس ماس🗿)
ات: باشه حالا انقدر های کلاس حرف نزنی
ته: احساسات داری؟
ات: راستششششـــــــ...... نه😁
ته: خدایا مردم زن دارن منم زن دارم
ات: از خداتم باشه
و همچنان این بحث ادامه داشت
(داخل خونه)
تهیونگ: ات یادته بهت گفتم دارم شغل پیدا میکنم
ات: اره.... خب؟
ته: خب قبول شدم
ات: واقعا چه شغلی؟
ته: پزشکی
ات: وات؟ تو کی وقت کردی درس بخونی کی امتحان بدی کی شغل پیدا کنی
ته: وقتی دیدم چجوری برای نجات یک بیمار تلاش میکنی وسوسه شدم یاد بگیرم و پزشک شم
ات: تبریک میگم اقای دکتر کیم تهیونگ
ته: ممنونممممممم حیحی
میدونم بیش از حد دارم خراب میکنم به روم نیارینننن😭😭😭😭
- ۱۴.۰k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط